وقتی می روی
دیگر خبری ازت نمی شود
و
من
بینِ در
و
بینِ اختلاف دمای بیرون و درون اتاقی گیر میکنم
که
گاهی بسته می شود
از توانایی چشمان گاها الکتریکی ات
وقتی می روی
دیگر خبری ازت نمی شود
و
من
بینِ در
و
بینِ اختلاف دمای بیرون و درون اتاقی گیر میکنم
که
گاهی بسته می شود
از توانایی چشمان گاها الکتریکی ات
هنگام غرق شدن چه صدايي مي شنويم همراه با مزه مزه كردن ِِ آب ميوه ي از پس پريروز مانده اي با طعم تفاله ي تهنشين شده اعماق ِِ قوطي ِ بنفش
.
علامت ِ سوال
* اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتياز به دست آورديد: به خود اميدوار باشيد ، ديگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم كننده و جالب و جذاب مى بينند.
شما دائماً مركز توجه جمع هستيد و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستيد. فردى مهربان، ملاحظه كار و فهميده به نظر مى رسيد.
قادر
بهترين كمك بر اعضاى گروه هستيد
.
با درصدي متغير از شباهت به يك انسا ن
يا يك جنين
به خواب ميروم
.
مالزي
تايلند
سنگاپور
سه نفر حركت
.
ايركسيون در باد
چشم چراني در اعماق ليوان ِهات چاكلت ات
هات ِهات
هي فَبيو ِلس .
كجا با اين عجله
.
با يازده قاشق و سه چنگال در يك بشقاب به تنهايي ناهار مي خوردم
آشنايي ِ ناخوانده مان و خيره شدن به پيكسلهاي سيار ي كه از همگان اتنظارش ميرود
بوي »ـإأءؤؤ.:'‹›آٍُِّْ><؛‘ة]
بوي جوليدگي ميدهد
آنگونه كه از همگان انتظارش نمي رود
طي كردن مسيري تكراري براي شناسايي باكره اي خياباني
كي نميشه خسته
كي تورو ميذاره
روي دو تا چشماش
.
.
استفراغ
استفراغ
.
غرق مي شوم در تخيل ي سفيد . محض
.
بادكش شدن گوش راستم بعد از سيزده ساعت بيل زدن براي پيدا كردن يك ريفيق قديمي
و
بوق ِ مليحي از الآرم يك كيت الكترونيكي ِ چك كننده ي علائم ِ حياتي انسان
كه در روشنايي ِ امروز صبح
به سادگي محو مي شود
نزديك مي شوي و دور مي شوم
نزديك مي شوم و دور مي شوم
نزديك مي شود و دور مي شوم
نزديك مي شويم و دور مي شويم
نزديك مي شود و دور مي شوم
نزديك مي شود و دور مي شود
نزديك مي شوم و دور مي شوم
نزديك مي شود و دور مي شوم
نزديك مي شوم و دور مي شوم
و
تسلسل
كسي چيزي مي گويد
.
تو و رستوراني با طعم ادويه ي استوايي ِ شرق دور
من و بوي حياط ِ پشتي ِهتل
و
ته عطسه هايي تلخ و خشكيده ي ِ نازك
در دنيايي كه از يك ليوان يكبارمصرف كوچكتر است
جذابيت هاي انساني ويا اينفرارد در نقطه اي كه دنيايي از اونجا همه چيزش عوض مي شود
درد ِ سياه و سفيد ِ زنجيره اي
مي آيد و مي روي
.
در بي زماني و بي مكاني اي همراه با حباب هاي معلق در اتاق ِ خوابم
موسيقي ِ چسبناك
ابژه
هويت جديد و صداي بسته شدن در ِ يخچال ِ فروشگاهي ِ ويترين دار .
بالش جديد و تخصص مهندسي حس بويايي با گرايش هاي نگهداري – شناخت - مديريت بحران
در حاليكه ، از دوست به يادگار دردي دارم ، كه چي بشه !
نمي ديدم ، سنگيني وزنت را بادي ، كه مي برد
و
با سرعت ميدوي
و
در ميانه راه برمي گردي و با سرعت ميدوي
كه چه چيزي را دوباره با دقت ويژه اي بررسي كارشناسانه اي كني ؟
.
اين حس ِ افتخارِ معيوب ِ از پيش دانسته , ناشي از آلودن ِ به كدام رطوبت جزيره اي بود
شام حاضره
دستامو بشورم ميام
.
[]ة‘؛<؛؛‘عغ‘ةة][|+_+_+(":'‹›‹›آْأأءءؤ..؟"ءأإ«»ـًًًٌٌَُ~~~~~ ~ ~ ~ ~!! @ # ًٌ ٌ ٌ ٍ > < ؛ ‘ ة ] [ " ؟ . ؤ ء أ إ « » ـ ـ
صبحانه ي سفيد و قرمزي مخلوط از مبوه هاي استوايي
با طعم شور و ويژه ي مورد هيزي قرار گرفتن
بعد از ساعتها انتظار طولاني در رخت خواب
در كمايي كه 3 روز ديگر طول مي كشد
بويي آشنا تو را بيدار كرده
و
پرستار بخشي كه از تعجب فرار مي كند
از پله هاي فرار نارنجي ِ پشت ِ ساختمان ِ بلند ِ چهارده طبقه اي كه هرگز بيمارستان نبوده
و
نخواهد بود
.
سايه ي لباس بنفشي روي زمين
شورت اسليپ سياه و طوسي ck
و باراني كه
همه ي زحمت هاي چند ساله ات براي بدست آوردن توجه كسي در فضايي پوشيده از كاشي 15 در 15 سفيد
را خيس ميكند
.
اِ
اين چرا بر عكس ِ
و
با من يا با كس ديگري
مي خنديم
.
و
به سادگي يك علامت سوال تمام ميشوي در جريان شش ماه و هفت روزي كه وسوسه اي را از رطوبتي نه چندان سرد احساس مي كني
87.1.31
( نوشته ي بالا هيچ گونه اشتباه تايپي ندارد )
( براي كاوه )
حادثه اي در ساعت چاهار صبح
هم من باردار شده ام
هم او
گلداني مي ترسد
.
شلوارك راه راه
شايد
نمي دانستم كه اين احساس تهوع از چي ناشي شده
و يا شايد
اصلا تهوع نيست
بررسي نسبت ِ نمناكي
.
بيب بيب بيب