Friday, February 13, 2009

3.14

وقتی می روی

دیگر خبری ازت نمی شود

و

من

بینِ در

و

بینِ اختلاف دمای بیرون و درون اتاقی گیر میکنم

که

گاهی بسته می شود

از توانایی چشمان گاها الکتریکی ات .

Sunday, September 14, 2008

مردانگي و غيرت ِ رنده شده

هنگام غرق شدن چه صدايي مي شنويم همراه با مزه مزه كردن ِِ آب ميوه ي از پس پريروز مانده اي با طعم تفاله ي تهنشين شده اعماق ِِ قوطي ِ بنفش

.

علامت ِ سوال

* اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتياز به دست آورديد: به خود اميدوار باشيد ، ديگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم كننده و جالب و جذاب مى بينند.

شما دائماً مركز توجه جمع هستيد و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستيد. فردى مهربان، ملاحظه كار و فهميده به نظر مى رسيد.

قادر هستيد به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شويد و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم كنيد و در همان شرايط و در صورت لزوم

بهترين كمك بر اعضاى گروه هستيد

.

با درصدي متغير از شباهت به يك انسا ن

يا يك جنين

به خواب ميروم

.

Saturday, August 09, 2008

11:17'

مالزي

تايلند

سنگاپور

سه نفر حركت

.

ايركسيون در باد

چشم چراني در اعماق ليوان ِهات چاكلت ات

هات ِهات

هي فَبيو ِلس .

كجا با اين عجله

.

با يازده قاشق و سه چنگال در يك بشقاب به تنهايي ناهار مي خوردم

آشنايي ِ ناخوانده مان و خيره شدن به پيكسلهاي سيار ي كه از همگان اتنظارش ميرود

بوي »ـإأءؤؤ.:'‹›آٍُِّْ><؛‘ة]

بوي جوليدگي ميدهد

آنگونه كه از همگان انتظارش نمي رود

Wednesday, July 23, 2008

17.25

طي كردن مسيري تكراري براي شناسايي باكره اي خياباني

كي نميشه خسته

كي تورو ميذاره

روي دو تا چشماش

.

.

استفراغ

استفراغ

.

غرق مي شوم در تخيل ي سفيد . محض

.

بادكش شدن گوش راستم بعد از سيزده ساعت بيل زدن براي پيدا كردن يك ريفيق قديمي

و

بوق ِ مليحي از الآرم يك كيت الكترونيكي ِ چك كننده ي علائم ِ حياتي انسان

كه در روشنايي ِ امروز صبح

به سادگي محو مي شود

ذهن نوشته هايي كه جارو برقي به سادگي مي بلعد

نزديك مي شوي و دور مي شوم

نزديك مي شوم و دور مي شوم

نزديك مي شود و دور مي شوم

نزديك مي شويم و دور مي شويم

نزديك مي شود و دور مي شوم

نزديك مي شود و دور مي شود

نزديك مي شوم و دور مي شوم

نزديك مي شود و دور مي شوم

نزديك مي شوم و دور مي شوم

و

تسلسل

...

كسي چيزي مي گويد

.

تو و رستوراني با طعم ادويه ي استوايي ِ شرق دور

من و بوي حياط ِ پشتي ِهتل

و

ته عطسه هايي تلخ و خشكيده ي ِ نازك

در دنيايي كه از يك ليوان يكبارمصرف كوچكتر است

Monday, May 19, 2008

بودن بدون تعهد / نبودن با تعهد

جذابيت هاي انساني ويا اينفرارد در نقطه اي كه دنيايي از اونجا همه چيزش عوض مي شود

درد ِ سياه و سفيد ِ زنجيره اي

مي آيد و مي روي

.

در بي زماني و بي مكاني اي همراه با حباب هاي معلق در اتاق ِ خوابم

موسيقي ِ چسبناك

ابژه

هويت جديد و صداي بسته شدن در ِ يخچال ِ فروشگاهي ِ ويترين دار .

بالش جديد و تخصص مهندسي حس بويايي با گرايش هاي نگهداري شناخت - مديريت بحران

در حاليكه ، از دوست به يادگار دردي دارم ، كه چي بشه !

نمي ديدم ، سنگيني وزنت را بادي ، كه مي برد

و

همكاري قابل ستايش سر شانه ، گوش و بناگوشم براي نگهداري موبايل

وقتي به وحشيانه ترين لذت خورده ميشويد چه شكلي مي شويد

با سرعت ميدوي

و

در ميانه راه برمي گردي و با سرعت ميدوي

كه چه چيزي را دوباره با دقت ويژه اي بررسي كارشناسانه اي كني ؟

.

اين حس ِ افتخارِ معيوب ِ از پيش دانسته , ناشي از آلودن ِ به كدام رطوبت جزيره اي بود

شام حاضره

دستامو بشورم ميام

.

.

‍[]ة‘؛<؛؛‘عغ‘ةة][‍‌|+_+_+(‍":'‹›‹›آْأأءءؤ..؟"ءأإ«»ـ‌ًًًٌٌَُ~~~~~ ~ ~ ~ ~!! @ # ًٌ ٌ ٌ ٍ > < ؛ ة ] [ " ؟ . ؤ ء أ إ « » ـ ‌‌ـ

Friday, May 09, 2008

سه ثانيه به دو ِعصر

صبحانه ي سفيد و قرمزي مخلوط از مبوه هاي استوايي

با طعم شور و ويژه ي مورد هيزي قرار گرفتن

بعد از ساعتها انتظار طولاني در رخت خواب

در كمايي كه 3 روز ديگر طول مي كشد

بويي آشنا تو را بيدار كرده

و

پرستار بخشي كه از تعجب فرار مي كند

از پله هاي فرار نارنجي ِ پشت ِ ساختمان ِ بلند ِ چهارده طبقه اي كه هرگز بيمارستان نبوده

و

نخواهد بود

.

سايه ي لباس بنفشي روي زمين

شورت اسليپ سياه و طوسي ck

و باراني كه

همه ي زحمت هاي چند ساله ات براي بدست آوردن توجه كسي در فضايي پوشيده از كاشي 15 در 15 سفيد

را خيس ميكند

.

اِ

اين چرا بر عكس ِ

و

با من يا با كس ديگري

مي خنديم

.

و

به سادگي يك علامت سوال تمام ميشوي در جريان شش ماه و هفت روزي كه وسوسه اي را از رطوبتي نه چندان سرد احساس مي كني

87.1.31

( نوشته ي بالا هيچ گونه اشتباه تايپي ندارد )

( براي كاوه )

Friday, April 18, 2008

بيسكوييت با طعم سوپ پياز

حادثه اي در ساعت چاهار صبح

هم من باردار شده ام

هم او

گلداني مي ترسد

.

شلوارك راه راه

شايد

نمي دانستم كه اين احساس تهوع از چي ناشي شده

و يا شايد

اصلا تهوع نيست

بررسي نسبت ِ نمناكي

.

بيب بيب بيب

(به افتخار رامتيين)

scale 1/25



دماغ ِ خوش تراش چي ميگه ؟

!

خفه شو بيا بالا

به كي فُش ميدي ؟

.

تو كي رو پيچوندي؟

بسه ديگه اينقد عق نزن

قول ميدم از خاك سپاريت كه داشتيم بر مي گشتيم . توي ماشين ِ من . بهت بگم كحا ديدمت

.

.

.